وضعیت قیمت و سطوح تعادلی:
در معاملات جاری بازارهای جهانی، هر تن مس کاتد در بورس فلزات لندن (LME) در کانال ۱۴٬۴۰۰ تا ۱۴٬۵۵۰ دلار معامله میشود و در بورس کالای نیویورک (COMEX) نیز ارقام در محدوده ۶.۶۵ تا ۶.۷۰ دلار به ازای هر پوند ثبت شدهاند. فلز سرخ پس از آزمودن سقفهای تاریخی جدید، اکنون در حال تثبیت قیمت در بالاترین سطوح خود است و قدرت خریداران در دفاع از کانال ۱۴ هزار دلاری همچنان حفظ شده است.
جریان انبارها و ساختار عرضه فوری:
موجودی انبارهای رسمی LME که در اواسط تابستان با ثبت کاهشهای مداوم تا کفهای حساسی عقب نشسته بود، در حال حاضر در محدوده ۲۳۶ هزار تن در وضعیت ثبات قرار دارد. همزمان در بورس نیویورک، موجودیهای ثبتشده در حوالی ۴۷۷ هزار شورتتن گزارش شده است. با وجود رشد جزئی موجودیها، بالا بودن پرمیوم تحویل فوری و ساختار قیمتی فشرده نقدی به ۳ ماهه (Cash to 3M Spread) نشان میدهد که بازار فیزیکی هنوز با تنگی عرضه در سررسیدهای کوتاهمدت دستوپنجه نرم میکند.
بحران بنیادین TC/RC و سمت عرضه معدنی:
شاخص کارمزد ذوب و تصفیه کنسانتره (TC/RC) در بازار اسپات بینالمللی همچنان در کفهای تاریخی و ارقام منفی سیر میکند. این موضوع بازتابدهنده کمبود شدید عرضه خاک و کنسانتره نسبت به ظرفیت واحدهای ذوب جهانی است. اعمال محدودیتهای صادراتی در برخی کشورهای اصلی تولیدکننده و اختلالات استخراجی در معادن بزرگ آمریکای لاتین و آفریقا، از عوامل اصلی ماندگاری قیمتها در سقف است.
جهش رقابت در تالار صنعتی و گواهی سپرده کاتد:
در بازار داخلی ایران، قیمت مس کاتد تحت تأثیر همزمانی دو اهرم «اوج قیمتهای جهانی» و «تعدیل نرخ ارز»، شتاب صعودی قدرتمندی به خود گرفته است. در معاملات گواهی سپرده کاتد مس و تالار حراج باز بورس کالا، ارزش هر کیلوگرم کاتد با شکستن رکوردهای پیشین به کانال ۲.۷ میلیون تومان (۲.۷ میلیارد تومان در هر تن) رسیده است. ثبت حجم معاملات و ارزش ریالی سنگین نشان میدهد تقاضای واقعی صنایع تکمیلی برای پوشش ریسک تورمی به شدت فعال شده است.
تحلیل شکاف دلار محاسباتی و دلار آزاد:
دلار مبنا و ضمنی کشف نرخ کاتد مس در بورس کالا که پیش از این با فاصله زیادی از بازار آزاد معامله میشد، اکنون با شتاب به کانال ۱۸۷ تا ۱۹۰ هزار تومان ارتقا یافته است. این کاهش شکاف با دلار بازار آزاد (که در محدوده ۲۲۸ تا ۲۳۰ هزار تومان نوسان میکند)، قدرت اهرمی بالایی به نرخ کاتد داده و مانع از شکلگیری آربیتراژ منفی یا خروج غیررسمی محصولات پایه از زنجیره تولید شده است.
وضعیت صنایع پاییندستی، مفتول و قراضه مس:
در حلقههای بعدی زنجیره، کارخانجات تولید مفتول مس، سیم و کابل و مقاطع مسی با چالش جدی تأمین سرمایه در گردش روبهرو هستند. رشد شتابان ارزش نهاده پایه باعث شده واحدهای پاییندستی سیاست «خرید بر مبنای سفارش قطعی» را در پیش بگیرند. در بازار قراضه مس نیز قیمت انواع قراضه ذوبی، تسمهای و سرسیم با کمبود عرضه فروشندگان و چسبندگی شدید به سقف قیمتهای کاتد معامله میشود.
بخش بالادست و معادن مس (استخراج و تغلیظ):
با توجه به تداوم نرخهای منفی TC/RC در سطح بینالمللی، معادن دارای واحدهای فلوتاسیون و تولیدکنندگان کنسانتره مس در بالاترین بازدهی حاشیه سود قرار دارند. تمرکز بر ارتقای ریکاوری کارخانهها، کنترل افت ماده معدنی و بهبود عیار کنسانتره تولیدی، بیشترین سودآوری را نسبت به زنجیره ذوب ایجاد میکند. همچنین معادن اکسیدی دارای خطوط لیچینگ و بیولیچینگ که مستقیماً کاتد تولید میکنند، از جهشهای ریالی فعلی بیشترین بهرهوری نقدینگی را کسب مینمایند.
واحدهای ذوب و متالورژی:
واحدهای ذوب داخلی باید توجه داشته باشند که به دلیل گرانی جهانی و کمبود خاک معدنی، اتکا صرف به واردات کنسانتره توجیه اقتصادی ندارد و اولویت اصلی، انعقاد قراردادهای بلندمدت تأمین با معادن داخلی است. کنترل هزینههای انرژی و ارتقای بازیابی عناصر همراه (نظیر طلا و نقره در لجن آندی) برای جبران کارمزدهای پایین، حیاتی است.
صنایع مفتولسازی و پاییندستی:
با در نظر گرفتن پایداری قیمت جهانی مس بالای کانال ۱۴ هزار دلار و تمایل نرخ تسعیر به سطوح بالاتر، اصلاحهای قیمتی در بازار داخلی مقطعی و کوتاهمدت خواهد بود. صنایع تبدیلی جهت تداوم خطوط تولید، نیازمند بهرهگیری از ابزارهای نوین تأمین مالی (خرید اعتباری، اوراق گام و قراردادهای سلف بورس کالا) هستند تا فشار نقدینگی ناشی از مس مدیریت شود.