
سید علی فراز – مدیر مسئول
طلا در فرهنگ اقتصادی ایران جایگاهی بیرقیب دارد؛ دارایی امنی که در روزهای جهش تورم و نوسانات ارزی، نخستین پناهگاه خانوادهها و سرمایهگذاران است. همزمان، دادههای زمینشناسی نشان میدهد فلات ایران بر روی یکی از غنیترین کمربندهای کانیسازی طلا در جهان (کمربند متالوژنی تتس) قرار گرفته است. با این حال، پشت ویترین پرزرقوبرق بازار طلا و سکه، واقعیتی تلخ و تأملبرانگیز در بخش بالادستی صنعت نهفته است: در حالی که سالانه بیش از ۳,۶۰۰ تن طلا در معادن جهان استخراج و فرآوری میشود، مجموع تولید شمش طلای معدنی در ایران به زحمت به مرز ۹ تا ۱۰ تن در سال میرسد. به بیان دیگر، سهم ایران با وجود پهنههای گسترده معدنی، کمتر از سهدهم درصد (۰.۲۵٪) از کل تولید جهانی است. چرا این ظرفیت عظیم زیرزمینی به شمشهای استاندارد در ذخایر ملی تبدیل نمیشود و چه موانعی چرخ این صنعت استراتژیک را کند کرده است؟
رویای ذخایر هزار تنی در برابر واقعیت تولید ۹ تنی
بر اساس گزارشهای رسمی سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور (GSI) و ایمیدرو، ذخیره قطعی طلای شناساییشده در ایران بالغ بر ۳۴۰ تا ۴۰۰ تن ماده معدنی خالص برآورد میشود. این در حالی است که کارشناسان زمینشناسی اقتصادی معتقدند با تکمیل اکتشافات سهبعدی در عمق و بررسی پهنههای پنهان در استانهای آذربایجان غربی و شرقی، کردستان، خراسان رضوی و جنوبی، اصفهان، یزد و سیستان و بلوچستان، پتانسیل ذخایر زمینشناسی طلا در کشور فراتر از ۱,۰۰۰ تا ۱,۵۰۰ تن است.
اما در بخش خروجی کارخانهها، ارقام گویای داستان دیگری است. طبق آمارهای منتشرشده توسط شورای جهانی طلا و سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS)، کشورهایی نظیر چین با تولید بیش از ۳۷۰ تن در سال، استرالیا و روسیه با بیش از ۳۱۰ تن و حتی کشورهایی در منطقه نظیر ترکیه و قزاقستان با تولید سالانه ۴۰ تا ۷۰ تن طلا، در رتبههای بالای جهانی و منطقهای ایستادهاند. فاصله تولید سالانه حدود ۹ تنی ایران با کشورهای همسایه نشان میدهد که مسئله اصلی، کمبود سنگ طلا در دل کوهها نیست، بلکه وجود زنجیرهای از موانع فنی، اقتصادی و مدیریتی است که مانع از بهرهبرداری کامل از این ثروت ملی میشود.
ریشه اول: فرسودگی ناوگان و فقر فناوری در اکتشاف و استخراج
یکی از بنیادیترین چالشهای معادن طلای ایران، عقبماندگی در تجهیزات معدنکاری و ماشینآلات فوقسنگین است. معدنکاری طلا به دلیل پایین بودن عیار کانسنگ (که اغلب بین ۱ تا ۵ گرم طلا در هر تن سنگ است)، نیازمند جابهجایی میلیونها تن باطله و سنگ معدن در طول سال است.
فرسودگی شدید ناوگان دامپتراکها، شاولها، بیلهای مکانیکی و بهویژه دکلهای حفاری هیدرولیک، هزینه تمامشده استخراج را به شدت افزایش داده است. از سوی دیگر، کمبود دستگاههای حفاری مغزهگیری با عمق بیش از ۵۰۰ متر باعث شده شرکتها نتوانند به لایههای پرعیار زیرزمینی نفوذ کنند. تحریمهای اقتصادی، حقوق گمرکی بالا و موانع ارزی برای واردات ماشینآلات نو، دستاندرکاران این حوزه را وادار کرده با تجهیزات مستهلک به رقابت با غولهای بینالمللی بروند.
ریشه دوم: بنبست فرآوری و معمای «کانسنگهای دیرگداز»
بخش عمدهای از طلای سطحی و آسانیاب ایران که با روشهای ساده لیچینگ سیانوری قابل استحصال بود، مصرف شده است. اکنون بخش بزرگی از ذخایر بزرگ کشور، بهویژه در قطب اصلی یعنی معدن طلای زرشوران و ذخایر پیرامونی آن، از نوع «کانسنگهای سولفیدی، آرسنیکدار و دیرگداز» هستند. در این نوع سنگها، ذرات طلا در ابعاد میکرونی و نانومتری درون شبکه بلوری سولفیدها قفل شدهاند و سیانوراسیون مستقیم نمیتواند بیش از ۳۰ تا ۴۰ درصد از طلا را آزاد کند.
برای ریکاوری اقتصادی این ذخایر، نیاز مبرم به فناوریهای پیشرفتهای همچون «اکسیداسیون تحت فشار در اتوکلاو» (POX)، «روستینگ دوستدار محیطزیست» و «بیواکسیداسیون با باکتریها» وجود دارد. ورود دانش فنی این واحدها و بومیسازی کورههای پیشرفته به سرمایهگذاری سنگین و انتقال فناوری بینالمللی وابسته است؛ امری که عدم تحقق کامل آن سبب شده نرخ بازیابی کارخانههای بزرگ طلای کشور تا سالها پایینتر از ظرفیت اسمی باقی بماند.
ریشه سوم: ناترازی مزمن انرژی در تابستان و زمستان
صنایع معدنی و فرآوری طلا فرآیندهایی پیوسته (Continuous) هستند. کورههای ذوب، آسیابهای گلولهای خردایش، مخازن همزندار لیچینگ و فیلتراسیون نمیتوانند به صورت منقطع فعالیت کنند.طی سالهای اخیر، پدیده قطع برق صنایع در ماههای گرم تابستان و قطعی یا افت فشار گاز در زمستان، ضربهای سنگین به ظرفیت تولید معادن طلا وارد کرده است. هر بار توقف ناگهانی خطوط فرآوری، علاوه بر آسیب به الکترودها و تجهیزات متالورژیکی، محلولهای حاوی طلا را دچار اختلال شیمیایی کرده و راندمان تولید سالانه را به طور محسوسی کاهش میدهد؛ موضوعی که قدرت رقابت و حاشیه سود تولیدکنندگان شمش استاندارد را تحلیل میبرد.
ریشه چهارم: موانع سرمایهگذاری و بلاتکلیفی معادن کوچکمقیاس
بخش عمدهای از ظرفیتهای طلای ایران در قالب ذخایر کوچک و متوسط (با ذخیره چند صد کیلوگرم تا چند تن طلا) در نقاط مختلف کشور پراکنده است. فعالسازی این معادن نیازمند ورود بخش خصوصی چابک است. با این حال، عواملی همچون بروکراسی پیچیده صدور و تمدید پروانههای بهرهبرداری، معارضین محلی، ریسکهای بالای سرمایهگذاری اولیه، نوسانات مقررات صادراتی و رفع تعهدات ارزی، تمایل سرمایهگذاران داخلی را کاهش داده و سرمایهگذاران خارجی را نیز دور نگه داشته است.
علاوه بر این، در کشورهای پیشرفته معدنی، سازوکاری تحت عنوان «بورسهای ریسکپذیر معدنی» وجود دارد که به شرکتهای کوچک اکتشافی اجازه میدهد از طریق سهام خرد مردمی تأمین مالی کنند؛ خلأ این سازوکار در بازار سرمایه ایران باعث شده بسیاری از محدودههای مستعد طلادار سالها بلاتکلیف و غیرفعال بمانند.
نسخه نجات: چگونه سهم ایران از طلای جهان را به جایگاه واقعی برسانیم؟
اگر هدفگذاری بلندمدت کشور ارتقای جایگاه از تولید کمتر از ۱۰ تن به تولید سالانه ۲۰ تا ۳۰ تن طلا و رسیدن به سهمی درخور در منطقه باشد، اتخاذ یک بسته سیاستی منسجم الزامی است:
۱. نوسازی بی قید و شرط ناوگان استخراج و حفاری: فراهم کردن تسهیلات گمرکی و ارزی جهت واردات ماشینآلات فوقسنگین معدنی و دکلهای مدرن حفاری عمیق.
۲. سرمایهگذاری راهبردی بر فناوریهای نوین هیدرومتالورژی:حمایت از شکلگیری واحدهای نیمهصنعتی و صنعتی اکسیداسیون کانسنگهای دیرگداز و انتقال دانش فنی روز جهان.
۳. ایجاد زیرساخت انرژی اختصاصی: تشویق معادن بزرگ طلا به احداث نیروگاههای خورشیدی و خودتأمین برای تضمین تداوم خطوط تولید در فصول اوج مصرف.
۴. توسعه ابزارهای نوین مالی در بورس کالا: تقویت بازارهای شفافی همچون گواهی سپرده شمش طلا و حراجهای رسمی که مسیر تأمین مالی طرحهای توسعهای معادن را مستقیماً از نقدینگی بخش خصوصی هموار میسازد.
ایران بر روی دریایی از ظرفیتهای نهفته معدنی قرار دارد. طلای خفته در دل کوههای کشور میتواند به یکی از پایدارترین پشتوانههای ارزی، اشتغالزایی منطقهای و منابع ثروتآفرینی نسل آینده تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه نگاه سنتی به معدنکاری جای خود را به سرمایهگذاری جسورانه، فناوریهای نوین و رفع موانع ساختاری تولید بدهد.
منابع و مراجع اطلاعاتی:
شورای جهانی طلا (World Gold Council): گزارشهای آماری سالانه تولید معدنی و رتبهبندی کشورهای تولیدکننده طلا (Gold Demand Trends & Mine Production Report).
سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS): اطلس جهانی مواد معدنی و آمار ظرفیت تولید شمش طلا (Mineral Commodity Summaries: Gold).
سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور (GSI):گزارشهای پایش پهنههای امیدبخش طلا و اطلس کانسارهای فلزی ایران.
سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو):کارنامه تولید و طرحهای توسعه مجتمعهای طلای زرشوران، موته و پهنههای شرق کشور.
موسسه بینالمللی اس اند پی گلوبال (S&P Global Market Intelligence): مطالعات چالشهای فرآوری کانسنگهای سولفیدی و روندهای سرمایهگذاری جهانی در معادن طلا.