به گزارش عیار معدن:
تحلیل روزانه جهانی طلا – سه شنبه 31 شهریور ۱۴۰۵
در جریان معاملات بازارهای بینالمللی، هر اونس طلا امروز در محدوده ۴,۳۵۲ دلار دادوستد میشود؛ این رقم پس از اصلاح از سقف تاریخی اوایل سال جاری، موقعیت فلز زرد را در سطحی مستحکم بالای ۴,۳۰۰ دلار تثبیت کرده است. در بازار طلا و سکه تهران، همگام با نوسانات ملایم نرخ برابری ارز، هر گرم طلای ۱۸ عیار در محدوده ۲۳ میلیون و ۴۷۰ هزار تا ۲۳ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان معامله میشود و هر قطعه سکه تمامبهار آزادی طرح جدید (امامی) در کانال ۲۳۴ میلیون تومان دستبهدست میشود. آرامش نسبی حاکم بر بازارهای مالی سبب شده تا سرمایهگذاران با رویکرد احتیاطی به تماشای سیگنالهای پولی فدرالرزرو و تحولات ژئوپلیتیک بنشینند.
محرکهای بنیادین بازار جهانی؛ تقاضای پایدار بانکهای مرکزی و اثر سیاستهای پولی
بازار جهانی طلا طی ماههای اخیر تحت تأثیر همزمان دو نیروی متضاد قرار داشته است: از یک سو، رشد شاخص دلار و انتظارات انقباضی بانکهای مرکزی بزرگ دنیا، مقاومتهایی در برابر جهشهای بیشتر قیمتی پدید آورده و فلز زرد را وارد فاز تحکیم قیمتی کرده است. از سوی دیگر، عطش بیسابقه بانکهای مرکزی اقتصادهای نوظهور برای متنوعسازی ذخایر ارزی و کاهش وابستگی به داراییهای دلاری، کفی فولادین زیر پای قیمت طلا ساخته است. این تغییر استراتژیک در مدیریت داراییهای حاکمیتی سبب شده تقاضای شمش و سرمایهگذاری رسمی، جایگزین نوسانات کوتاهمدت صندوقهای مبتنی بر طلا (ETFها) شود.
معمای سمت عرضه در جهان؛ کاهش کشفیات غولآسا و جهش هزینه همهجانبه پایدار (AISC)
صنعت استخراج طلا در جهان با بحران کهولت کانسارها و افت شدید عیار در کانسنگهای در حال بهرهبرداری مواجه است. میانگین شاخص هزینه نهایی همهجانبه تولید هر اونس طلا موسوم به AISC به دلیل جهش قیمت سوخت، افزایش سرسامآور هزینههای زیستمحیطی، حقوق دولتی و افزایش باطلهبرداری در معادن عمیق، ارقام بالایی را ثبت کرده است. غولهای معدنی دنیا مانند نیومونت و بریک گلد به جای اتکا به کشف ذخایر جدید که فرآیندی ده تا پانزدهساله و پرریسک به شمار میرود، راهبرد ادغام و تملک (M&A) و خرید شرکتهای معدنی کوچک و متوسط را برای جبران افت ذخایر خود برگزیدهاند.
ذخایر و جایگاه معادن طلای ایران؛ کمربندهای کانیزایی و پتانسیلهای نهفته
ایران به لطف قرارگیری در کمربندهای فعال تکتونیکی و متالوژنی نظیر زون سنندج-سیرجان و کمربند خاوری، کانسارهای طلای متعددی را در خود جای داده است. معادن شاخصی مانند زرشوران و آقدره در استان آذربایجان غربی، موته در اصفهان، هیرد و شادان در خراسان جنوبی و مجموعهای از ذخایر طلای پورفیری و اپیترمال در فلات مرکزی، ظرفیت زمینشناسی غنی کشور را نشان میدهند. حجم ذخایر قطعی و احتمالی طلای شناساییشده در کشور به سرعت در حال افزایش است و توسعه پروژههای اکتشافی نشان میدهد ایران توان بالقوه تولید سالانه بیش از ۱۵ تن طلا را در صورت پیادهسازی فناوریهای روز داراست.
چالش فرآوری کانسنگهای دیرگداز و اکسیدی در کشور
عمده معادن طلای ایران به ویژه کانسارهای بزرگ با کانسنگهای سولفیدی، آرسنیکدار و دیرگداز (Refractory) دستبهگریبان هستند؛ ذخایری که فرآوری و سیانوراسیون مستقیم آنها بازده پایینی به همراه دارد و نیازمند روشهای پیشاکسیداسیون پیشرفته، بیولیچینگ، تشویه یا اکسیداسیون تحت فشار (اتوکلاو) است. عدم تسلط کامل به متالورژی استخراجی این قبیل کانسنگها و محدودیت در انتقال فناوریهای پاک و کارآمد، در برخی واحدهای بزرگ داخلی منجر به افت راندمان متالورژیکی و افزایش باطلههای حاوی طلا شده است. سرمایهگذاری بر بومیسازی فرآیندهای شیمیایی پیشتصفیه، کلید افزایش ضریب بازیابی در معادن کشور است.
مسائل زیستمحیطی و مدیریت باطلهها؛ ضرورت عبور از سیانوراسیون سنتی
فرآیند لیچینگ و سیانوراسیون در استخراج طلا، همواره نیازمند رعایت بالاترین استانداردهای ایمنی و زیستمحیطی برای جلوگیری از آلودگی آبهای زیرزمینی و خاکهای کشاورزی همجوار معادن است. مدیریت اصولی سدهای باطله، بازچرخانی آب در سیستمهای فرآوری و تحقیق در زمینه معرفهای سازگار با محیطزیست نظیر تیوسولفاتها، از دغدغههای اساسی بخش صنایع معدنی طلا است. همراهی جوامع محلی و پرداخت دقیق حقوق دولتی به منظور توسعه زیرساختهای مناطق معدنی، پیششرط پایداری اجتماعی فعالیت معادن طلا در کشور محسوب میشود.
نقش معادن کوچک و متوسط و چالش زنجیره تأمین شمش استاندارد
بخش عمدهای از ذخایر کشفشده طلا در ایران را کانسارهای کوچکمقیاس تشکیل میدهند که احداث کارخانه فرآوری مستقل برای هر یک از آنها توجیه اقتصادی ندارد. راهاندازی کارخانههای فرآوری منطقهای متمرکز (مادر) و هدایت ماده معدنی استخراجشده از معادن رگهای بخش خصوصی به این واحدها، مدلی آزمودهشده در جهان است که میتواند نرخ بهرهبرداری از ذخایر خرد کشور را جهش دهد. همزمان، تسهیل سازوکار عیارسنجی، استانداردسازی شمشهای تولیدی و تسهیل عرضه آنها در سازوکارهای شفاف بورس کالا، راه را برای تأمین مالی و بازگشت نقدینگی به چرخه معدنکاری هموار میسازد.
شمش طلا به عنوان ابزار مهار نقدینگی و توسعه ابزارهای مالی
طلا در اقتصاد ایران نقشی فراتر از یک فلز صنعتی دارد و به عنوان دماسنج انتظارات تورمی و پناهگاه امن سرمایه خرد شناخته میشود. راهاندازی و رونق ابزارهای مالی مبتنی بر طلا از جمله گواهی سپرده شمش، صندوقهای سرمایهگذاری طلا و قراردادهای آتی در بورس کالا، توانسته حجم زیادی از سرمایههای سرگردان را به سمت ابزارهای شفاف، رسمی و قانونمند هدایت کند. این بازار شفاف نه تنها از التهابات دلالبازی در بازار سنتی میکاهد، بلکه تولیدکنندگان معدنی را قادر میسازد تا محصولات خود را با کمترین حاشیه ریسک و با شفافیت کامل به فروش برسانند.
چشمانداز و پیشنهاد تحلیلی؛ نقشه راه ارتقای بخش طلای کشور
قرارگیری قیمتهای جهانی طلا در محدوده تاریخی بالای چهار هزار دلار، حاشیه سود جذابی را برای سرمایهگذاری در بخش بالادست طلا ایجاد کرده است. برای بخش معدن و صنایع معدنی طلای ایران، سه راهبرد باید در اولویت قرار گیرد: نخست، ارتقای فناوری فرآوری برای دستیابی به راندمانهای متالورژیکی بالاتر از ۸۵ درصد در کانسنگهای دیرگداز؛ دوم، راهاندازی خوشههای فرآوری متمرکز برای معادن کوچکمقیاس بخش خصوصی؛ و سوم، حذف بروکراسیهای دستوپاگیر در واگذاری پهنههای اکتشافی نوین و شفافسازی بازگشت ارز حاصل از صادرات محصولات طلاپایه، تا این ثروت ملی به اهرمی مقتدر برای اشتغالزایی و ارزآوری پایدار تبدیل شود.