به گزارش عیار معدن، بررسی آمار صنعت سنگ ایران از یک شکاف قابلتوجه میان ظرفیت موجود و عملکرد واقعی حکایت دارد؛ شکافی که از معدن آغاز شده ، در بخش فرآوری ادامه پیدا میکند و در نهایت به بازار و صادرات میرسد. ایران بیش از ۵/۳میلیارد تن ذخیره سنگ تزئینی در اختیار دارد؛ ظرفیتی که میتواند یکی از پایههای مهم ایجاد ارزشافزوده، اشتغال و درآمد صادراتی باشد. با این حال داشتن ذخایر قابلتوجه به تنهایی به معنای برخورداری از یک صنعت قدرتمند نیست. مساله اصلی آن است که چه میزان از این ظرفیت به تولید، فرآوری و در نهایت فروش در بازارهای داخلی و خارجی تبدیل میشود.
با اینکه در بخش استخراج حدود ۳۲میلیونتن ظرفیت اسمی برای معادنی که دارای پروانه بهرهبرداری هستند ایجاد شده اما استخراج واقعی تنها حدود ۱۱ تا ۵/۱۱میلیون تن است. به این ترتیب تقریبا ۳۰درصد ظرفیت موجود مورد استفاده قرار میگیرد. در بخش فرآوری نیز واحدهای دارای پروانه بهرهبرداری حدود ۲۲۵میلیون مترمربع ظرفیت اسمی ایجاد کردند درحالیکه تولید واقعی حدود ۸۰میلیون مترمربع است؛ رقمی که باز هم حدود ۳۰درصد ظرفیت موجود را شامل میشود. همین اعداد نشان میدهد مساله صنعت سنگ ایران کمبود ذخیره یا حتی فقدان کامل ظرفیت تولید نیست مشکل در بهرهبرداری است. در بخشهای مختلف این صنعت حدود ۶۰درصد ظرفیت همچنان قابلیت فعالشدن دارد و اگر بازار کافی برای محصولات ایجاد شود امکان افزایش تولید در واحدهای موجود نیز وجود خواهد داشت.
فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی این پرسش را ایجاد میکند که چرا بخش عمدهای از سرمایهگذاری انجامشده در صنعت سنگ به تولید و ارزشافزوده تبدیل نشده اما پاسخ را باید در کل زنجیره جستوجو کرد؛ از نحوه اکتشاف و استخراج گرفته تا فناوری، فرآوری، بازاریابی، تجارت و صادرات.
بخشی از مساله به زنجیره تولید بازمیگردد اما شاید مهمترین حلقه بازار باشد. صنعت سنگ در مقاطعی بازارهای مناسبی در اختیار داشته و صادرات نیز با سرعت بیشتری انجام شده اما در سالهای بعد بخشی از این بازارها از دست رفته و ظرفیت تولید موجود نتوانسته متناسب با توان بالقوه خود فعال باقی بماند.
از همین رو افزایش تولید بدون داشتن بازار نمیتواند راهحل اصلی باشد. سنگ برخلاف برخی مواد معدنی، نیازمند بازارسازی، معرفی محصول و حتی تعریف پروژههای مصرف است. اگر تقاضای کافی وجود نداشته باشد افزایش استخراج و فرآوری تنها به افزایش موجودی و فشار بر تولیدکننده منجر خواهد شد.
امروز شکاف در بخش صادرات بیش از هر جای دیگری دیده میشود. صادرات سنگ ایران در سال گذشته حدود ۲۳۰میلیون دلار بوده در حالی که برآوردها از امکان دستیابی به صادرات سالانه حداقل ۵/۱تا۲میلیارد دلار حکایت دارد. برهمیناساس صنعت سنگ فاصله قابلتوجهی با ظرفیتی دارد که برای حضور در بازار جهانی برای آن متصور است.
امروز صادرات کمتر از ۱۰درصد ظرفیت بالقوه این زنجیره عنوان شده است. همین فاصله نشان میدهد توسعه بازار خارجی دیگر نمیتواند یک انتخاب جانبی برای صنعت سنگ باشد بلکه به یکی از الزامات ادامه فعالیت و استفاده از ظرفیتهای موجود تبدیل شده است.ازطرف دیگرمصرف داخلی بهتنهایی پاسخگوی ظرفیت ایجادشده نیست. از حدود ۸۰میلیون مترمربع تولید فرآوریشده بیش از ۵میلیونمترمربع در داخل مصرف میشود اما این میزان نمیتواند برای ظرفیت تولید حدود ۳۲میلیونتن سنگ خام، بازار کافی ایجاد کند بنابراین بخشی از فاصله میان ظرفیت و تولید ناگزیر باید از مسیر توسعه بازارهای صادراتی جبران شود.
یکی دیگر از چالشها کاهش جایگاه برند سنگ ایران در بازارهای بینالمللی است. در گذشته سنگ برخی مناطق ایران در بازارهای جهانی با نام و هویت مشخص شناخته میشد و توانسته بود جایگاه خاصی برای خود ایجاد کند اما بخشی از این موقعیت در سالهای بعد از دست رفته است.
بازگشت به این بازارها تنها با افزایش تولید امکانپذیر نیست. صنعت سنگ برای بازسازی موقعیت خود نیازمند برندسازی، حضور سازمانیافته در بازارهای هدف و ایجاد هماهنگی میان بازیگران مختلف زنجیره است. سنگ ایران باید دوباره در بازار جهانی دارای هویت مشخص شود و این هدف به برنامهریزی فراتر از سطح یک معدن یا واحد فرآوری نیاز دارد. ارتباط با شبکههای تجاری جهانی و مجموعههایی که امکان پیونددادن ظرفیت تولید داخلی با بازارهای خارجی را دارند نیز میتواند در این مسیر اهمیت پیدا کند. ایران ذخایر و محصول را در اختیار دارد اما برای تبدیل این مزیت به درآمد صادراتی، به شبکه بازار و ارتباطات بینالمللی نیز نیاز دارد.
باوجود ذخایر قابلتوجه اکتشاف همچنان یکی از حلقههای مهم توسعه صنعت سنگ است اما نوع نگاه به اکتشاف باید تغییر کند. هدف از اکتشاف جدید صرفا اثبات وجود سنگ بیشتر نیست. ایران هماکنون بیش از ۵/۳میلیارد تن ذخیره سنگ تزئینی دارد و اصل وجود این ظرفیت روشن است.
آنچه اهمیت بیشتری دارد حرکت به سمت اکتشاف سیستماتیک و تولید اطلاعات دقیق درباره ذخایر است؛ اطلاعاتی که مشخص کند برای استخراج هر ذخیره چه روشهایی مناسبتر بوده و چگونه میتوان با بهرهگیری از فناوریهای جدید طراحی استخراج را بهینه کرد. در نتیجه، اکتشاف باید به افزایش بهرهوری، کاهش ضایعات و انتخاب روش صحیح استخراج کمک کند و حلقه اتصال میان ذخیره زمینشناسی و بهرهبرداری اقتصادی باشد.
از طرف دیگر بیش از ۵هزار واحد سنگبری در کشور فعالیت دارند و بخشی از آنها طی سالهای اخیر به سمت استفاده از فناوریهای جدید حرکت کردند. آمارهای موجود درباره تعداد دقیق واحدهای مجهز به تجهیزات مدرن متفاوت است اما تاکید میشود که اصل حرکت به سمت نوسازی فناوری، یکی از الزامات صنعت محسوب میشود.
فناوری جدید زمانی ارزشمند است که بتواند بهرهوری را افزایش، هزینهها را کاهش دهد و امکان استفاده بهتر از سنگ استخراجشده را فراهم کند. مادهای که با هزینه و صرف منابع از معدن استخراج میشود نباید در مراحل بعدی به دلیل ضعف فناوری یا فرآوری نامناسب، بخشی از ارزش خود را از دست بدهد.
درحالحاضر بخش عمدهای از تجهیزات و ماشینآلات مورد نیاز صنعت سنگ در داخل کشور ساخته میشود. بااینحال داخلیبودن تولید تجهیزات بهمعنای بینیازی از بهروزرسانی نیست. فناوری و تجهیزات باید بهصورت مستمر توسعه یابند تا زنجیره سنگ بتواند از نظر کیفیت و هزینه با رقبای خارجی رقابت کند. زنجیره صنعت سنگ نیز صرفا به ماده معدنی محدود نمیشود. سرمایهگذاری، ماشینآلات، تجهیزات و فناوری همگی بخشی از این زنجیرهاند و ضعف هرکدام میتواند عملکرد سایر بخشها را نیز محدود کند./جهان صنعت