به گزارش عیار معدن، آفریقا باوجود برخورداری از ذخایر گسترده مواد معدنی حیاتی همچنان بخش بزرگی از ظرفیت ارزشآفرینی این منابع را بهدلیل محدودیتهای فرآوری از دست میدهد. بهگفته مارگرت تادیه، توسعه پژوهشهای صنعتی فناوریهای نوین و همکاری دانشگاه و صنعت میتواند زمینهساز حرکت کشورهای آفریقایی از صادرات مواد خام بهتولید محصولات معدنی با ارزشافزوده بالاتر باشد. افزایش سرمایهگذاری در پژوهش، نوآوری و همکاری میان دانشگاه و صنعت برای آزادسازی ظرفیتهای اقتصادی منابع معدنی حیاتی آفریقا ضروری است؛ موضوعی که بهگفته مارگرت تادیه، دانشیار مهندسی شیمی دانشگاه استلنبوش و رییس کرسی پژوهشی ژئومتالورژی شرکت (ARM) میتواند مسیر توسعه زنجیره ارزش مواد معدنی این قاره را تغییر دهد. تادیه این اظهارات را در سخنرانی اصلی خود درباره مواد معدنی حیاتی در کنفرانس Mintek-Sci ۲۰۲۶ که دوم اکتبر در ژوهانسبورگ برگزار شد، مطرح کرد. تادیه در این نشست با اشاره بهبرخورداری آفریقایجنوبی و دیگر کشورهای این قاره از منابع معدنی قابلتوجه گفت این کشورها برای بهرهبرداری کامل از ظرفیت منابع خود باید توانمندیهای فرآوری و ارزشافزایی مواد معدنی را تقویت کنند. حوزههای پژوهشی تادیه شامل ژئومتالورژی، الکتروشیمی، الکترومتالورژی، مدیریت باطلهها و فرآوری مواد معدنی است. او بر ضرورت فزاینده تامین منابع موردنیاز برای شکلدهی بهیک اقتصاد آماده آینده تاکید کرد و منگنز را بهعنوان نمونهای از فرصتها و چالشهای بخش معدن آفریقایجنوبی مورد بررسی قرار داد.
به گفته تادیه، تعریف «ماده معدنی حیاتی» مفهومی ثابت نیست و میزان حیاتیبودن یک ماده معدنی تحت تاثیر عواملی همچون عرضه و تقاضا، تحولات ژئوپلیتیکی، فناوری و تغییرات بازار قرار دارد.
تادیه منگنز را نمونهای مهم از فرصتها و چالشهای پیشروی بخش معدن آفریقایجنوبی دانست؛ مادهای که این کشور آن را در گروه مواد معدنی با اهمیت حیاتی بالا طبقهبندی میکند.او با اشاره بهفراوانی منگنز در طبیعت گفت، اهمیت حیاتی این ماده بیش از آنکه ناشی از کمیابی آن باشد بهاهمیت اقتصادی و سطح تقاضای آن مربوط است بهویژه تقاضایی که ازسوی صنعت فولاد ایجاد میشود. براساس اظهارات تادیه حدود ۸۰تا۹۰درصد تقاضای جهانی منگنز بهفولادسازی مرتبط است. در عین حال کاربردهای نوظهوری نیز برای این ماده درحال شکلگیری است که از جمله آنها میتوان بهسولفات منگنز با گرید باتری اشاره کرد. او تاکید کرد که درحالحاضر جایگزین شناختهشدهای برای منگنز در فولادسازی وجود ندارد و همین مساله نقش راهبردی این ماده را در زنجیره تولید فولاد تقویت میکند. تادیه با اشاره بهجایگاه آفریقایجنوبی در بازار جهانی منگنز اظهار کرد که این عنصر دوازدهمین عنصر فراوان در پوسته زمین است و آفریقایجنوبی حدود ۴۰درصد ذخایر جهانی منگنز را در اختیار دارد و بزرگترین تولیدکننده این ماده در جهان محسوب میشود. به گفته او، اگر ظرفیت تولید غنا و گابن نیز در کنار آفریقایجنوبی در نظر گرفته شود این سهکشور در مجموع تا ۷۵درصد تولید جهانی منگنز را در اختیار دارند. باوجود این ظرفیت قابلتوجه بخش بزرگی از ظرفیت فرآوری و ارزشافزایی منگنز همچنان خارج از قاره آفریقا قرار دارد؛ مسالهای که بهاعتقاد تادیه، یک فرصت مهم برای کشورهای آفریقایی بهویژه آفریقایجنوبی ایجاد کرده است.
رییس کرسی پژوهشی ژئومتالورژی ARM بر ضرورت استفاده از ظرفیتهای پژوهش و نوآوری برای حرکت از صادرات سنگ معدن خام بهسمت عرضه محصولات فرآوریشده و پالایششده تاکید کرد. او گفت آفریقایجنوبی باید بتواند مواد معدنی را در نزدیکی محل استخراج فرآوری کند و از این طریق سهم بیشتری از ارزش ایجادشده در زنجیره معدن را در داخل کشور حفظ کند. تادیه با اشاره بهچالشهای موجود در این مسیر اظهار کرد: ما مشکلات ملی خود را میشناسیم و باید فرآوری مواد خام را در کنار محل استخراج انجام دهیم. باوجود ظرفیت بالای آفریقایجنوبی در حوزه منگنز توسعه فرآوری این ماده با موانع متعددی روبهرو است. تادیه هزینه بالای برق محدودیتهای زیرساختی در شبکه ریلی و بنادر و رقابت بینالمللی را از مهمترین فشارهای وارد بر ظرفیت فرآوری منگنز در این کشور عنوان کرد. این چالشها حتی بهتعطیلی برخی واحدهای ذوب منگنز نیز منجر شده است. ازجمله نمونههای مورد اشاره او میتوان بهتعطیلی واحد Transalloys در استان Mpumalanga و فعالیت Cato Ridge متعلق بهشرکت Assmang در استان KwaZulu-Natal اشاره کرد. به گفته تادیه استمرار چنین محدودیتهایی توان آفریقایجنوبی برای تبدیل ذخایر معدنی بهمحصولات با ارزشافزوده بالاتر را کاهش میدهد و ضرورت سرمایهگذاری در فناوری و زیرساخت را افزایش میدهد.
تادیه بخشی از تحقیقات انجامشده در قالب کرسی پژوهشی ژئومتالورژی ARM را تشریح کرد و بر اهمیت همکاری میان دانشگاه و صنعت در حل چالشهای بخش معدن تاکید داشت. بهگفته او، ژئومتالورژی مجموعهای از رشتههای مختلف را در سراسر زنجیره ارزش معدن بهیکدیگر پیوند میدهد و میتواند بهشرکتهای معدنی کمک کند تا پیش از آغاز عملیات استخراج و تصمیمگیری درباره فرآوری شناخت دقیقتری از ویژگیهای ذخایر و کانسارهای خود بهدست آورند. این رویکرد میتواند تصمیمگیری درباره روش استخراج، فرآوری و مدیریت منابع را بهینه کرده و ریسکهای فنی و اقتصادی پروژههای معدنی را کاهش دهد. تادیه گفت پروژههای پژوهشی انجامشده در این حوزه موضوعاتی همچون بافتهای سنگشناسی کانسنگ منگنز، امضاهای شیمیایی، مدلهای یادگیری ماشین
(Machine Learning) و امکان بازفرآوری باطلههای حاوی منگنز را دربر گرفته است. بهویژه پژوهش درباره باطلههای معدنی پیچیدگی توسعه راهکارهای جدید فرآوری مواد معدنی را نشان میدهد. محققان در این پروژهها بهدنبال روشهایی برای جداسازی منگنز و آهن هستند؛ عناصری که در برخی نمونهها بهصورت محلول جامد درکنار یکدیگر قرار گرفتند و جداسازی آنها بهفناوریهای فرآوری پیشرفته نیاز دارد. این رویکرد میتواند علاوهبر بازیابی مواد معدنی باارزش از پسماندهای موجود بهکاهش حجم باطلههای معدنی و حرکت صنعت بهسمت بهرهوری بیشتر منابع کمک کند.