به گزارش عیار معدن، در روزگاری که انس جهانی طلا در قلههای تاریخی خود و در کانالهای رکوردی نوسان میکند، افکار عمومی و حتی بخشی از سرمایهگذاران بازار سرمایه تصور میکنند شرکتهای استخراجکننده طلا در مساعدترین دوران تاریخی خود به سر میبرند. اما پشت این درخشش کمسابقه قیمتها، واقعیتی نگرانکننده و ساختاری در صنعت معدنکاری جهان در جریان است: «عصر طلای ارزان و آسانرس به پایان رسیده است.»
دادههای بینالمللی گویای یک واقعیت بیتردید هستند؛ میانگین عیار کانسنگهای استخراجشده در معادن طلای جهان طی دو دهه گذشته روندی شدیداً نزولی را طی کرده است. در حالی که تا چند دهه پیش استخراج کانسنگهایی با عیار ۱۰ تا ۱۵ گرم در هر تن امری رایج بود، امروزه میانگین عیار ذخایر در حال بهرهبرداری جهان به کمتر از ۱ تا ۱.۵ گرم در هر تن سقوط کرده و در برخی معادن بزرگ روباز، کانسنگهایی با عیار کمتر از نیم گرم در تن نیز وارد چرخه استحصال میشوند.
چرا کانسارهای سطحی و غنی تمام شدند؟
علت نخست این بحران به ماهیت زمینشناسی و تاریخچه اکتشاف برمیگردد. در طول قرن بیستم، بخش عمده ذخایر طلای سطحی و اکسیدی جهان—که به دلیل هوازدگی، فرآوری بسیار کمهزینه و سادهای داشتند—شناسایی و استخراج شدند. امروزه عمق معادن طلا افزایش یافته و بخش اعظم ذخایر باقیمانده، از نوع سولفیدی، کانسنگهای دیرگداز یا همان ریفرکتوری (Refractory) و ذخایر اپیترمال عمیق هستند که فرآوری آنها نیازمند چرخههای پیچیده لیچینگ تحت فشار (POX)، بیولیچینگ یا بسترهای اکسیداسیون حرارتی است.
علاوه بر این، در سالهای اخیر آمار کشف کانسارهای طلای بزرگ در کلاس جهانی با افت شدیدی روبهرو شده است. غولهای معدنی دنیا به دلیل افزایش ریسکهای زمینشناسی، بخش عمده بودجههای خود را از اکتشافات بکر و پرریسک (Greenfield) به سمت تملک معادن فعال، توسعه محدودههای پیرامونی معادن موجود (Brownfield) و ادغامهای شرکتی هدایت کردهاند.
جهش تصاعدی هزینههای تمامشده
کاهش عیار کانسنگ اثر مستقیمی بر اقتصاد معدنکاری دارد. برای استخراج یک اونس طلای خالص از خاکهای کمعیار، باید حجم بسیار بزرگتری از باطلهبرداری، خردایش، آسیاب و فروشویی شیمیایی انجام شود. هر مرحله از این فرآیندها به معنای مصرف چندبرابری آب، انرژی برق، واکنشگرهای شیمیایی (مانند سیانور و کربن فعال) و فرسایش شدیدتر ماشینآلات سنگین است.
به همین دلیل، شاخص جهانی «هزینه پایدار همهجانبه تولید» یا همان AISC در سالهای اخیر جهش چشمگیری داشته و به محدوده ۱,۷۵۰ تا ۱,۸۰۰ دلار در هر اونس رسیده است. به عبارت دیگر، افزایش قیمت جهانی طلا صرفاً سود خالص شرکتها را چندبرابر نکرده، بلکه بخش قابل توجهی از آن صرف جبران هزینههای گزاف استخراج خاکهای فقیر و فرآوری کانسنگهای سختفرآور شده است.
ابعاد این بحران برای بخش معدن و صنایع طلای ایران
ایران با دارا بودن کمربندهای متالورژیکی غنی نظیر زون سنندج–سیرجان، کمربند ارومیه–دختر و بلوک لوت، ذخایر طلای قابل توجهی دارد؛ اما ماهیت ذخایر کشور دقیقاً بازتابدهنده همان روند جهانی است:
۱. غلبه کانسنگهای پیچیده و کمعیار: بخش زیادی از پتانسیلهای طلای کشور (از کانسارهای معروفی چون زرشوران گرفته تا ذخایر نوظهور شرق کشور در خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان) شامل کانسنگهای دیرگداز، اکسیدی کمعیار یا رگههای مس-طلای آمیخته است. فرآوری سنتی دیگر بر روی این کانسنگها جوابگو نیست.
۲. حساسیت مضاعف به ناترازی انرژی: از آنجا که فرآوری کانسنگهای کمعیار مستلزم کارکرد مداوم آسیابها و همزنهای صنعتی است، قطعیهای مقطعی برق صنعتی ضربه سنگینی به بازدهی متالورژیکی و ریکاوری طلا وارد میکند.
نقشه راه آینده: متالورژی نوین و بازیافت باطلهها
پایان دوران کانسارهای آسانرس به معنای توقف صنعت طلا نیست؛ بلکه به معنای تغییر میدان رقابت از «اکتشافات ساده» به «فناوریهای متالورژی پیشرفته» است. آینده این صنعت در گرو چند محور کلیدی است:
توسعه روشهای هیپلیچینگ مدرن و فلوتاسیون دقیق: بهینهسازی مدارهای خردایش و استفاده از روشهای فروشویی پشتهای برای اقتصادیسازی میلیونها تن خاک کمعیار.
استحصال از باطلههای تاریخی (Tailings): سدهای باطله کارخانههای قدیمی که در گذشته با عیارهای به ظاهر غیراقتصادی رها شده بودند، امروزه با قیمتهای کنونی طلا و متدهای نوین به «معادن طلای آماده و خردشده» تبدیل شدهاند.
ورود فناوریهای سنجش از دور و ژئوفیزیک عمیق: شناسایی اهداف عمقی برای گذر از پتانسیلیابی سطحی به اکتشاف ذخایر پنهان.
سید علی فراز – مدیر مسئول