معادن کوچک‌مقیاس طلا؛ پتانسیل‌های فراموش‌شده در سایه غول‌های دولتی

22 مهر 1405

سید علی فراز – مدیر مسئول

توسعه بخش معدن در کشور همواره زیر سایه پروژه‌های عظیم دولتی و خصولتی تعریف شده است، رویکردی که در بخش فلزات گران‌بها و به‌ویژه طلا، تمرکز سرمایه، زیرساخت و اختیارات مدیریتی را به مجتمع‌های بزرگی چون زرشوران، موته، هیرد و کوه‌دم محدود ساخته است. طبق آخرین آمارهای عملکردی ایمیدرو و شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران، تولید شمش طلا در این چهار مجتمع اصلی دولتی در مجموع سالانه به حدود ۱۶۸۸ کیلوگرم می‌رسد که نسبت به دوره مشابه پیش از آن رشدی معادل ۳۶ درصد را نشان می‌دهد. با این وجود، فاصله میان ظرفیت اسمی طراحی‌شده این واحدها با تولید واقعی آن‌ها همچنان مشهود است؛ به عنوان نمونه، ظرفیت اسمی فاز نخست مجتمع طلای زرشوران ۳ تن در سال تعیین شده بود، اما میزان خروجی محقق‌شده آن در عمل پیرامون یک تن در نوسان بوده است. در همین حال، کل برآورد تولید طلای کشور در سطح ملی به حدود ۱۲ تن در سال می‌رسد که بخش عمده‌ای از آن به عنوان محصول جانبی از فرآوری کنسانتره‌های مس سرچشمه حاصل می‌شود، در حالی که برنامه هدف‌گذاری‌شده وزارت صنعت، معدن و تجارت دستیابی به رقم ۲۵ تن تا سال‌های آینده است.

در این ساختار متمرکز، جایگاه معادن کوچک‌مقیاس بخش خصوصی مغفول مانده است. داده‌های رسمی طرح احیا و فعال‌سازی معادن کوچک نشان می‌دهد که بیش از ۹۸ درصد از کل پروانه‌های بهره‌برداری کشور در رده معادن کوچک و متوسط قرار دارند که سهمی فراتر از ۸۰ درصد در اشتغال مستقیم معدنی و ۶۵ درصد در ارزش تولیدات را به خود اختصاص داده‌اند. با این حال در حوزه طلا، سیاست‌گذاری‌ها کماکان بر پایه مدل‌های مقیاس‌محور دولتی تدوین می‌شود. ذخایر کوچک طلا در استان‌های خراسان جنوبی، یزد، سمنان، کردستان و آذربایجان غربی به دلیل عیارهای اقتصادی اما تناژهای محدود، با موانع متعددی در توجیه سرمایه‌گذاری برای احداث کارخانه‌های فرآوری مجزا مواجه‌اند. احداث خطوط سیانوراسیون، خردایش و استحصال شمش به ازای هر محدوده چند ده هزار تنی، هم از منظر زیست‌محیطی و هم از نظر بازگشت سرمایه ناممکن است.

راهکار علمی و تجربه جهانی برای آزادسازی پتانسیل این پهنه‌ها، حرکت به سمت الگوهای فرآوری متمرکز و هاب‌های منطقه‌ای است. ایجاد کارخانه‌های اشتراکی عیارسازی یا پذیرش کانسنگ به صورت خدمات متالورژی در نزدیکی کلاسترهای طلادار، می‌تواند ده‌ها کانسار رهاشده کوچک‌مقیاس را از وضعیت غیرفعال خارج کند و ریسک عملیاتی و مالی بخش خصوصی را به حداقل برساند. در شرایطی که طلای جهانی رکوردهای قیمتی تازه‌ای را ثبت می‌کند و هزینه‌های تامین ناوگان سنگین معدنی به شدت صعودی است، تکیه انحصاری بر مگاپروژه‌های دولتی با بروکراسی سنگین مانع از رشد چابک بخش طلا شده است. بازنگری در دستورالعمل‌های بهره‌برداری، شفاف‌سازی خرید تضمینی کانسنگ، و ایجاد زیرساخت‌های متالورژیکی اشتراکی، پیش‌نیازهایی هستند که می‌توانند معادن کوچک طلا را به پیشران اصلی تحقق اهداف تولید ملی این فلز استراتژیک تبدیل کنند.

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *