براساس گزارش فایننشالتایمز، موج دوم صعود طلا با مالیشدن این فلز همراه شد. تقاضای چین و سیاست پولی انبساطی آمریکا نیز به رشد قیمت کمک کردند. موج سوم تاکنون بازده سالانه ۱۹ درصدی داشته است. این صعود ابتدا تحتتاثیر کاهش نرخهای بهره واقعی و تسهیل کمی دوران کرونا شکل گرفت، اما بهتدریج عوامل دیگری به آن اضافه شدند.در دو دهه نخست قرن حاضر، افزایش یک واحد درصدی نرخ بهره واقعی آمریکا معمولا با کاهش حدود ۱۴ درصدی طلا همراه میشد. اما این رابطه در فوریه ۲۰۲۲، پس از مسدود شدن ذخایر ارزی روسیه، تغییر کرد. اگر ۶۳۰ میلیارد دلار دارایی میتوانست یکشبه غیرقابل دسترس شود، این پرسش مطرح شد که چه چیزی واقعا میتواند ذخیره امن ارزش باشد؟
بانکهای مرکزی و صندوقهای حاکمیتی اقتصادهای نوظهور در سالهای اخیر سهم طلا را در ذخایر خود افزایش دادهاند. این روند بخشی از تلاش آنها برای تنوعبخشی به ذخایر و کاهش وابستگی به داراییهای دلاری است. خرید بانکهای مرکزی اکنون یکی از پایههای مهم تقاضای طلا محسوب میشود و فاصله سهم طلا در ذخایر اقتصادهای نوظهور و توسعهیافته، همچنان ظرفیت افزایش این تقاضا را نشان میدهد.
تغییر رفتار طلا در برابر نرخهای بهره واقعی نیز قابلتوجه است. از مارس ۲۰۲۲ تا اکتبر ۲۰۲۳، بازده واقعی پنجساله آمریکا بیش از چهار واحد درصد افزایش یافت. براساس روابط تاریخی، طلا باید حدود ۵۵ درصد کاهش مییافت، اما ۷ درصد افزایش پیدا کرد. در دو سال بعد نیز با وجود کاهش کمتر از یک واحد درصدی بازده واقعی، طلا ۱۱۰ درصد رشد کرد. این ارقام نشان میدهند رابطه سنتی میان نرخهای بهره واقعی و قیمت طلا دیگر بهتنهایی نمیتواند روند فلز زرد را توضیح دهد.
عامل مهم دیگر، همبستگی مثبت میان اوراق قرضه و سهام است. در دوره تورمی پنج سال گذشته، اوراق قرضه در بسیاری از مقاطع نتوانستند پوشش مناسبی در برابر ریسک سهام فراهم کنند. طلا در مقابل، برای سبدهای سهاممحور ابزار متنوعسازی جذابتری بوده است.فشار مالی دولت آمریکا نیز جایگاه طلا را تقویت میکند. افزایش بدهی عمومی، رشد هزینههای بهره و نگرانی درباره مسیر کسری بودجه میتواند اعتماد به اوراق خزانه را تحت فشار قرار دهد. همزمان، احتمال اثرگذاری نیازهای مالی دولت بر سیاست پولی، اهمیت طلا را بهعنوان پوششی در برابر ریسک مالی افزایش میدهد.